آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

26

سفرنامه كازاما ( فارسى )

انزلى صبح فرداى آن روز ، پس از حدود هفده ساعت كه روى كشتى بر آب مىرفتيم ، به بندر پهلوى در سوى ديگر دريا رسيديم . اين بندر پيشتر انزلى خوانده مىشد . در اينجا شركت مشترك ماهيگيرى ايران و شوروى بهترين خاويار جهان را توليد مىكنند . ( جاذبهء اين بندر چنان است كه ) شايد آدمى مىخواره ( شيفته‌ى خاويار و ودكا ) در اين كناره پا سست كند و دل ازينجا برنكند . پيش روى اين بندر محقر كه از همان دهانه‌ى طبيعى رودخانه ( كه به دريا مىريزد ) درست شده است ، چراغ دريايى ملال‌انگيزى قد برافراشته بود . از زير اين چراغ دريايى كه گذشتيم ، پرچم ژاپن كه بر بالاى موج‌شكن بلندى افراشته بود پديدار شد . اين بيرق نشانهء خوشامدگويى به وزيرمختار تازهء ژاپن بود . در بندر انزلى مأموران ( دولت ) ايران از ما به گرمى استقبال كردند . برعكس ( هنگام خروجمان از ) شوروى ، در اينجا حتى همراهانم بىهيچ بازرسى از گمرك گذشتند . دكتر ئى . « 1 » ( پزشك سفارت ) همراهم و من كه از شوق نشستن به هواپيما گويى كه به پرواز درآمده‌ايم ، با استقبال‌كننده‌ها سلام و تعارف كوتاهى كرديم ، و همين كه دوان به فرودگاه رسيديم با شتاب به هواپيمايى كه براى بردن ما به تهران آماده شده بود نشستيم . دل و حواسمان پيش آقاى ن . دبير بيمار سفارتمان در تهران بود . هواپيما آرام بالاى اين شهر و بندر كوچك چرخى زد و به زودى به شهر رشت نزديك شد . اينجا از جنگل و بيشهء انبوهى پوشيده ، و شاليزار و مزرعه همه جا گسترده است . مازندران محل توليد برنج است ، و منظره‌اى كه از پنجرهء هواپيما به چشم مىخورد با دورنماى طبيعت در ژاپن تفاوت چندان ندارد . در سوى ديگر اين سبزدشت ( كه يك بر آن درياست ) رشته كوه‌هاى البرز به بلندى دوازده تا سيزده

--> ( 1 ) . نام دكتر ايشيدا ، پزشك سفارت ژاپن ، راكازاما به اختصار و با حرف اول اين نام در الفباى هجايى ژاپنى ، ئى نوشته است .